ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 44

معجم البلدان ( فارسى )

خليفگان را مىستايد از دمشق بيرون راند ( معجمد 2 : 601 : 3 ) زركلى 1 : 166 ، از طبقات شافعيّه ، معجما 4 : 13 - 45 ، نجوم زاهرة 5 : 87 او ابن خطيب را به بچه بازى متهم كرده گويد : كتابهايش را از تأليفات ديگران دزديده است . خطيب تبريز : يحيا ( 421 - 502 ق ) پسر على ، كرد شيبانى شده . به مصر رفت و به بغداد بازگشت كتابدار نظاميه شد . ياقوت تحقيقات او را به خامهء مؤلف به دست داشته در 4 جا از وى نقل كند . ن . ك چ ع : 1 : 481 فارسى ص 419 پانوشت 1 . ش . ش 3300 ، از انساب 103 ، لباب 1 : 206 . خلف احمر : م 180 . او پسر حيان . پدر و مادر او را قتيبه اسير گرفته از فرغانه آورده به بلال پسر بوموساى اشعرى فروخته بود . خلف در بصره از شاعران درجهء اول عرب شد . ( نديم ترجمهء تجدد ص 87 ، خلكان ج 2 ص 121 ، ياقوت در معجما 11 : 68 اعتراف خلف را به ساختن شعر به نام عربان پيش از اسلام نقل مىكند و گويند در پايان توبه كرد ، ليكن شعرهاى ساختگى او پخش شده بود . گويند : قصيدهء « لامية العرب » را او به نام شنفرى افسانه‌اى ساخته است ( ادب جاهلى طاها حسين ص 171 ) . خلّكان ( ابن - ) : ابن خلّكان احمد پسر محمد پسر بوبكر ( 608 - 681 ق ) برمكى ، كردهكارى اربيلى كتاب او « وفيات الاعيان و انباء ابناء الزمان » تصحيح محمد محيى الدين عبد الحميد چ قاهره 1948 م ج 1 تا 6 . من در پانوشتهايم از اين چاپ استفاده كرده‌ام . خلكان يك سال پس از مرگ ياقوت به سوريه آمده احوالات ياقوت را در كتاب خود ياد كرده است . خوارج ( كتاب . . . ) : ياقوت داستانى از پشيمانى بوموساى اشعرى از داورى كه بنادرست ، ميان على ( ع ) و معاويه نمود ، مىآورد ، كه ياقوت آن را در كتابى بدين نام ديده و خوانده است . ( چ ع 2 ص 628 : 20 ، شناسهء دومة الجندل ) در ذريعه دو كتاب بنام خوارج ديده مىشود ، يكى از جلودى عبد العزيز م 332 ديگرى از مسعودى صاحب مروج الذهب است . و نام محمد بن قلامة تنها در اينجا ديده مىشود . خوارزمى عمرانى : ن . ك : عمرانى . دارقطنى : على پسر عمر ناسنّى ( 306 - 385 ) در بغداد زاده و بزرگ شد و چون از فشار سنّيان بغداد خسته شد ، به گنوسيستهاى اخشيدى و فراتى كه پيشتر از بغداد گريخته و در فلسطين و مصر به مقامى دست يافته بودند پيوست ، و در نگارش « مسند » با حنزابهء فراتى همكارى كرد . پس دادگاه سنّى بغداد گواهى او را در سال 376 ناپذيرفتنى شمرد . ياقوت مطالب حديث شناسى را در 36 جا از او نقل كند . ن . ك ص چ ع 1 : 106 ترجمهء فارسى ص 99 ، پانوشت 7 . دباغ ( ابن - ) : ن . ك : اندى .

--> ( 427 - 487 ) بود . در سال 455 خليفه او را به فرماندارى دمشق نهاد و سپس او را به قاهره آورده وزير خود ساخت . امير الجيوش چند ماه پيش از مستنصر درگذشت و خليفهء اسماعيلى پسر او را به نام ملك افضل به وزارت گمارد ( نجوم زاهره ج 5 ، ص 141 و زركلى ، اعلام ) .